من با ارزشم( با ديدگاه نگرشی)

اين گونه زندگي مي كنم زيرا من با ارزشم.

همه ي آفريده ها براي من با ارزشند. حتي نمي توانم بر روي آشغال ها هم پا گذارم زيرا آن هم زماني با ارزش بوده است. هرچيزي جايگاهي دارد و درك دست جايگاه هر چيز هنر است. من دوست ندارم جايگاه كسي را بگيرم. اگر كسي از من بهتر است،سعي خواهم كرد به جايگاهش نزديك شوم. اما هرگز سعي نخواهم كرد جاي او را بگيرم. او هم حق دارد هر روز از بهترين ها باشد.

دنبال آنم كه بدانم خداوند عزيز مرا براي چه چيزي در اين دنيا خلق كرده است؟ اگر خلق نمي شدم چه حادثه اي در غياب من مي افتاد؟

آيا آن حدّ مهمّ هستم كه بتوانم وجودم را در اين جهان ثابت كنم؟

ذخيره و گنجايش هر انساني مهمّ است. سعي كنم از بيشترين ظرفيت هاي صبر بهره جويم. قدر خيلي چيزها را بايد دانست زيرا ممكن است كه ديگر تكرار نشود.اين شعار من است:

"در همه ي احوال قلبم آگاه است و همه چيز را مي فهمد."

سعيم آن است كه آن قدر به حاشيه هاي زندگي توجّه نكنم كه از اصل زندگيم جا بمانم.

تأييد ديگران برايم ضروري نيست؛زيرا من براي خودم زندگي مي كنم.بايد خودم خودم را قبول داشته باشم.

هنگام انجام فعاليت ها با ديگران به ديگران توجه كنم زيرا توّجه به ديگران در واقع توّجه به شخصيت خودم است. دوست دارم كه از انسان ها انتظاري نداشته باشم. فقط به آن ها عشق بورزم. در مقابل از ان ها انتظاري ندارم و همه ي انتظاراتم را از خداوند مهربان داشته باشم.

به ديدگانم بايد بفهمانم كه به هر چه نگاه مي كند ارزش بالاي آن چيز را بفهمد.خستگي چيزي نيست كه به مردمي كه روزانه با آن ها سروكار دارم، هديه دهم . در حالي كه مي توانم كه اين خستگي را با اندك خوابي رفع نمايم.

ذهن بيشترين تمايل را به نتيجه ي كار متوجّه مي سازد. اگر مدتي ذهن را متوقف كنم حتماً دل پيروز خواهد شد.

 در اين دنياي درون فاكتورهاي متغير زيادند. اين فاكتورها اكثر اوقات روح وروان آدمي را مي آزارد. دوست دارم فاكتورهاي ثابت و روشن وجودم را بيابم و بر ان ها تكيه كنم.و...

وقتي پاي دلم در كار باشد هر كار فطرت پسندي را بر مي گزينم. اين ها همه را به خاطر آن بر مي گزينم كه من مهمّ و با ارزشم؛ زيرا خداوند عزيز چيزهاي كم ارزش را خلق نكرده است.

 

/ 0 نظر / 16 بازدید